تبلیغات
SeNaToR - درگیری شدید بین فرزندان حدادعادل و احمدی نژاد
پیغام مدیر

ورود شما را به این وبلاگ خوش آمد عرض میکنم امیدوارم مطالب این وبلاگ مورد استفاده شما قرار گیرد.

نظرسنجی
مطالب وبلاگ را در چه حدی ارزیابی میکنید؟؟






ساعت و تاریخ

امکانات وبلاگ

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

 

لوگو کده وبلاگ
لینك به ما


لوگوی دوستان

وبلاگ فارسی

آمار و اطلاعات
امروز : پنجشنبه 19 دی 1387

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

درگیری شدید بین فرزندان حدادعادل و احمدی نژاد!

درگیری شدید بین دو تن از فرزندان مقامات عالیرتبه نظام باعث دخالت پلیس شد.
به گزارش خبرنگار ما و به نقل از سرویس ادب و هنر مهر، پسران دکتر حداد عادل و دکتر احمدی نژاد دیشب با یکدیگر درگیر شدند.
بنا به این گزارش مهدی احمدی نژاد و فرید الدین حدادعادل یکشنبه شب گذشته در حوالی میدان حر با یکدیگر به زد و خورد پرداختند که بر اثر شدت درگیری نیروهای پلیس 110 در محل حاضر شده و آن ها را به کلانتری ولنجک راهنمایی کردند.

...:::ادامه متن در ادامه مطلب:::...


بر طبق اظهارات مهدی احمدی نژاد، فریدالدین حداد عادل، ساعت 12 ظهر روز واقعه با وی تماس گرفته و ضمن بکار بردن فحش های خیلی بد، گفته است که چرا پدر تو به پدر من این طور فحش داده است. مهدی احمدی نژاد ضمن دعوت فرید به آرامش عنوان می دارد که پدر اینجانب رئیس جمهور بوده و مجاز است به هر کسی که دوست داشته باشد فحش بدهد و جای گله ای نیست.
بر طبق گفته مهدی احمدی نژاد، فریدالدین حداد عادل پس از شنیدن این استدلال عنوان می دارد که پدر اینجانب هم در حال آمادگی برای انتخابات ریاست جمهوری سال بعد است و این که دلیل نمی شود. سپس مهدی احمدی نژاد را به دعوا در میدان حر (که فاصله نزدیکی با مجلس و نیز نهاد ریاست جمهوری دارد) دعوت می نماید که در نتیجه راس ساعت مقرر طرفین در آنجا حضور یافته با پنجه بوکس و قمه با جان هم می افتند.
به گزارش خبرنگار ما و به نقل از خبرنگار مهر، فریدالدین حداد عادل ضمن ارائه روایت دیگری از ماجرا ابراز داشت: پس از اینکه آقای احمدی نژاد در نامه ای به پدر من فحش داد، مهدی احمدی نژاد دائما مزاحم من می شد و با گفتن جملاتی نظیر "دیدی روتون شیلنگ گرفتیم!" روح و روان من را می آزرد، اما من به خاطر تربیت خانوادگی خود و پنجه بوکس مهدی، به روی خودم نمی آوردم. تا اینکه در روز ماجرا، وی با من تماس گرفت و در حالیکه به شدت عصبانی بود پرسید "راسته اون بابات می خواد سال دیگه رقیب آقام بشه؟" که بنده اظهار بی اطلاعی کردم. ولی وی با دادن نسبت های ناروا به من و تمامی اعضای خانواده ام تا محدوده دخترعموها و نواسه دایی ها، از اینجانب خواست تا در میدان آزادی به دیدن وی بروم. من در پاسخ گفتم که مادر عزیزم رفتن به این راه های دور را برای من قدغن کرده است، اما وی با دادن لقب "سوسول بچه ننه بی عرضه مال مردم خور قاچاقچی غارتگر بیت المال خاک تو سر" از من خواست تا در میدان حر که به محل کار پدر من و پدر او نزدیک است قرار بگذاریم. پس از اینکه مطابق معمول این امر را با پدر در میان گذاشتم، جناب دکتر حداد عادل بر خلاف معمول گفتند" م م م م بله... برای تبلیغات انتخاباتی بد نیست... م م م بعله... برو فرید آقا". به این ترتیب من با اصرار ایشان به محل تعیین شده رفتم اما هیچکس را ندیدم که ناگهان مهدی از روی یک درخت روی کول من پرید و زد و خورد شروع شد.
به گزارش خبرنگار ما، اندکی پس از انتقال این دو جوان به کلانتری، روسای قوای مجریه و مقننه با چرخبال در محل حاضر شدند و ضمن آزادی فرزندان و خلع درجه تمام عوامل انتظامی با یکدیگر به زد و خورد پرداختند.
 
 
ویرایش شده در پنجشنبه 19 اردیبهشت 1387 و ساعت 11:05 ق.ظ

ارسال شده توسط سناتور محسن در تاریخ‌ جمعه 13 اردیبهشت 1387 - 02:05 ق.ظ | نظرات (- -)

چند مطلب اخیر آرشیو شده