تبلیغات
ورود شما را به این وبلاگ خوش آمد عرض میکنم امیدوارم مطالب این وبلاگ مورد استفاده شما قرار گیرد.
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :
كل نظرات :
ایجاد صفحه : - ثانیه
گالری عکس های عاشقانه (1 ارسال )
دنیای کامپیوتر و نرم افزار (1 ارسال )
گالری کاریکاتور های جالب (4 ارسال )
مطالب جالب و خواندنی (10 ارسال )
عکس مدل لباس خانمها (4 ارسال )
گالری کاغذ دیواری های گوناگون (3 ارسال )
ایرانگردی و جهانگردی (1 ارسال )
۩۞۩بزرگترین سایت تفریحی و سرگرمی۩۞۩ (- کلیک )
عکس دختر کوچولو ناز ایرانی (- کلیک )
آموزش كامپیوتر ، اینترنت و هك و.... (- کلیک )
بزرگترین وبلاگ تفریحی و سرگرمی (- کلیک )
شما می توانید با وارد كردن ایمیل خود در این قسمت از به روز شدن این وبلاگ با خبر شوید .
این مطلب شاید همه ما رو به روزهای خوب كودكی ببره و برای چند لحظه هم كه شده ما را از این روزمرگی دور كنه
زمانی که بچه بودیم دنیا چقدر زیبا بود . چقدر همه چی رنگ و بوی امید داشت و همه چی سرشار از امید و عشق به آینده
عید زیبا بود و امید عیدی گرفتن
خرداد زیبا بود و امید سه ماه تعطیلی
پاییز زیبا بود و امید دیدن دوباره همکلاسیها
این سال دیگه میریم راهنمایی . دو سال دیگه میریم دبیرستان . یکسال دیگه دیپلم و
مدام این جمله روی زبونمون بود .
وقتی بزرگ شدم ... وقتی بزرگ شدم ...
با هر نوبرانه چشمها رو میببستیم و آروز میکردیم ...
چقدر آرزو داشتیم .
دنیا دنیا امید
روزی که نوبرانه زردآلو بود و چشمها رو بستم و خواستم در دل آرزویی کنم و هیچ چیز از دل به زبان نیامد و فهمیدم بزرگ شدم
چشم رو باز کردم و نوبرانه زرد آلو در دستم و من بی آرزو . چقدر بزرگ شدن درد آور بود
بزرگ شدیم و هیچ نشد
حالا از مهر تا خرداد هر روز مثل دیروز و از خرداد تا مهر امروز مثل دیروز . هر سال که گذشت هیجان ها کم تر و کم تر شد .
سالها تکراری تر
کار و کار و کار برای هیچ
آرزو ها حسرت شد و ماند، بیمهایی که داشتیم که روزمرگی رو دچار نشیم شد زندگی، و فهمیدیم که زندگی چیزی نیست جز همانی که بزرگترها داشتن و ما میترسیدیم از دچار شدن بهش
آخرین بزنگاه بود بزرگ شدن .
دیگه میتونستیم از خیابان ها رد بشیم .
ردشدیم بارها و بارها و بی پناه
خوشا روزهایی که نمیتوانستیم و دستهایم را به دست بزرگ و نرم پدرمیدادیم و طعم تکیه گاه را میچشیدیم
بزرگ شدیم و همه شبها به تنهایی گذشت و خوشا شبهایی که بهانه مریضی و ترس به تختخواب بزرگ و نرم پدر و مادر میلغزیدیم و خوش میخوابیدیم ...
بزرگ شدیم و دستها به جیب رفت و روبروی دستگاه بیحس و سرد عابر بانک پول میگیرم،
و چه کیفی داشت ده تومانی و پنجاه تومانی هایی که از دست پدر میگرفتیم با لبخند .
دیگه نه امیدی به سال دیگه . نه به خرداد ونه به مهر .
تا بچه هستیم بزرگ شدن چه امید شیرینی است و بزرگ که میشویم بچگی حسرتی بزرگ .
ارسال شده توسط سناتور محسن در تاریخ چهارشنبه 1 خرداد 1387 - 01:05 ق.ظ | نظرات (- -)
ارسال شده توسط سناتور محسن در تاریخ سه شنبه 31 اردیبهشت 1387 - 03:05 ق.ظ | نظرات (- -)
ارسال شده توسط سناتور محسن در تاریخ سه شنبه 31 اردیبهشت 1387 - 03:05 ق.ظ | نظرات (- -)
تعریف مشاغل مختلف
سیاستمدار: کسی است که می تواند به شما بگوید به جهنم بروید منتها به نحوی که شما برای این سفر لحظه شماری کنید.
مشاور: کسی است که ساعت شما را از دستتان باز می کند و بعد به شما می گوید ساعت چند است.
حسابدار: کسی است که قیمت هر چیز را می داند ولی ارزش هیچ چیز را نمی داند.
بانکدار: کسی است هنگامی که هوا آفتابی است چترش را به شما قرض می دهد و درست تا باران شروع می شود آن را می خواهد.
اقتصاددان: کسی است که فردا خواهد فهمید چرا چیزهایی که دیروز پیش بینی کرده بود امروز اتفاق نیفتاد.
روزنامه نگار: کسی است که %50 از وقتش به نگفتن چیزهایی که می داند می گذرد و %50 بقیه وقتش به صحبت کردن در مورد چیزهایی که نمی داند.
ریاضیدان: مرد کوری است که در یک اتاق تاریک بدنبال گربه سیاهیه می گردد که آنجا نیست.
هنرمند مدرن: کسی است که رنگ را بر روی بوم می پاشد و با پارچه ای آن را بهم می زند و سپس پارچه را می فروشد.
فیلسوف: کسی است که برای عده ای که خوابند حرف می زند.
روانشناس: کسی است که از شما پول می گیرد تا سوالاتی را بپرسد که همسرتان مجانی از شما می پرسد.
جامعه شناس: کسی است که وقتی ماشین خوشگلی از خیابان رد می شود و همه مردم به آن نگاه می کنند، او به مردم نگاه می کند.
برنامه نویس: کسی است که مشکلی که از وجودش بی خبر بودید را به روشی که نمی فهمید حل می کند.
ارسال شده توسط سناتور محسن در تاریخ جمعه 27 اردیبهشت 1387 - 12:05 ق.ظ | نظرات (- -)
گوشی موبایل به شکل ساعت مچی
یا ساعت مچی گوشی دار؟

انتخاب با شما که این گجت را گوشی موبایلی بدانیم که به شکل ساعت مچی است یا ساعت مچی دانسته شود که گوشی تلفن همراه هم هست.
اما به هر حال این وسیله ساخت شرکت Van Der Led مدل MW2 امکانات جالب توجهی دارد. از قبیل نمایشگر لمسی 1.3 اینچی از نوع TFT با قابلیت 260k رنگ، دوربین دیجیتال 1.3 مگاپیکسلی، ویبراتور با 7 نوع نور رنگی متفاوت، رادیو FM، هدفون استریو بلوتوث، mp3player با یک گیگابایت حافظه، 240 ساعت کارکرد در حالت انتظار و 300 دقیقه در حالت مکالمه، پورت USB، قابلیت ضبط صدا و قابلیت پشتیبانی از 11 زبان مختلف که البته قطعا فارسی جزو آنها نیست.
قیمت این گجت 471 دلار است و فروش آن از 14 آپریل یعنی پنج روز دیگر آغاز خواهد شد.
ارسال شده توسط سناتور محسن در تاریخ جمعه 27 اردیبهشت 1387 - 12:05 ق.ظ | نظرات (- -)
اگه اسم من شکل خط تو باشه بذار روی دیوار کوچه بپوسه
بذار نعش بارون سرد زمستون همین آخرین یادگارم ببوسه
دلم مال من مال تو مال هرکس اگه لحظه لحظه بسوزه بلرزه
بیا بشکن این معبد سوت و کورو گمونم به این لحظه لحظه نیرزه

نه از من به تو میرسه کوره راهی نه از سمت تو رو به من جاده ای هست
نذار گم بشیم پای این عشق مُرده تو این کوچه های نفس گیر بن بست
من این لحظه ها رو به دنیا نمیدم همین لحظه هایی که باید جداشیم
نگا کن ته راه بی مقصد اینجاست دعا کن که تا بینهایت نباشیم...
نظر یادت نره...
ارسال شده توسط سناتور محسن در تاریخ جمعه 13 اردیبهشت 1387 - 02:05 ق.ظ | نظرات (- -)
درگیری شدید بین فرزندان حدادعادل و احمدی نژاد!
درگیری شدید بین دو تن از فرزندان مقامات عالیرتبه نظام باعث دخالت پلیس شد.
به گزارش خبرنگار ما و به نقل از سرویس ادب و هنر مهر، پسران دکتر حداد عادل و دکتر احمدی نژاد دیشب با یکدیگر درگیر شدند.
بنا به این گزارش مهدی احمدی نژاد و فرید الدین حدادعادل یکشنبه شب گذشته در حوالی میدان حر با یکدیگر به زد و خورد پرداختند که بر اثر شدت درگیری نیروهای پلیس 110 در محل حاضر شده و آن ها را به کلانتری ولنجک راهنمایی کردند.
...:::ادامه متن در ادامه مطلب:::...
ارسال شده توسط سناتور محسن در تاریخ جمعه 13 اردیبهشت 1387 - 02:05 ق.ظ | نظرات (- -)
چند مطلب اخیر آرشیو شده
درگیری شدید بین فرزندان حدادعادل و احمدی نژاد
---------------------------------------------------------------------------------------------------------